صفحه اصلی   ارتباط با ما

Top of Box
Login ورود کاربران
کلمه کاربری

رمز عبور


Bottom of Box
Top of Box
Statistics آمار بازدیدکنندگان کاربران آنلاین : 6
بازدید های امروز : 505
بازدید های دیروز : 1,481
کل بازدید ها : 9,282,301
بازدید از این صفحه : 3183
پر بازدید ترین روز : 1392/2/23
بیشترین بازدید : 101023
بیشترین کاربر آنلاین : 623
Bottom of Box
Top of Box
با قرار دادن لینـک و لـوگـوی ما در وب سـایت یا وبـلاگتان جـهت معرفی و تـشویق بـازدیـدکنندگان به بازدید از این سایت از اجـر معنوی آن بهره مند شوید
Logo of Monazere.ir
Bottom of Box


سلطنت و نبوّت و تفاوتشان

نوبختی: آقای بابویهی حدیث دیگری که من از گویندگانمان شنیده‌ام اینست:

6. 248. قال النبی(ص) لو لم ابعث لبعث عمر .«پیغمبر گفت اگر من مبعوث نمی‌شدم عمر مبعوث می‌شد»

بابویهی: آقای نوبختی این حدیث را سیوطی در کتاب «اللآلی المصنوعة فی الاحادیث الموضوعة» ج 1 صفحه 302 چنین نقل کرده است: (ابن عدی) حدثنا علی بن الحسین بن قدید حدثنا زکریا بن یحیی الوقار حدثنا بشر بن بکر عن ابی بکر بن عبدالله بن ابی مریم الغسانی عن ضمرة عن غضیف بن الحارث عن بلال بن رباح مرفوعاً لو لم ابعث فیکم لبعث عمر.

آقای نوبختی من یک مقدمه کوتاهی ابتدا برایتان می‌گویم سپس به توضیح این حدیث می‌پردازم به عرایضم توجه کنید:

آن‌چه تاریخ بشر تاکنون بیاد دارد، کسانی زمام امور جامعه‌ای را در دست می‌گیرند، تاج سلطنت را بر سر می‌نهند، بر مردم پادشاهی می‌کنند، و یا ریاست جمهوری را (چنان که در این اعصار اخیره رایج شده است) عهده‌دار می‌شوند: که یا دارای شهرت قبیله‌ای بوده، یا از حیث ثروت و مکنت بر دیگران برتر بوده، یا از نظر زور و قدرتِ سلاحی تفوق داشته، یا افراد حزبی آنان قوی‌تر بوده، یا از حیث سیاست و مملکت‌داری سرآمد دیگران بوده، و یا تهوّر و خون‌خواری آنان بر دیگران غلبه داشته است.

خواه این سرداران جهان دانشمند باشند یا جاهل، خواه این زمام‌داران مردمان حکیم و اندیشمند باشند یا بی‌خِرَد، خواه این سروران عادل باشند یا ستمکار، خواه این سلاطین مرضیّ ملل خود باشند یا مبغوض آنان، خواه این پادشاهان پاک دامن باشند یا ملوّث به انواع جنایات و خواه این گروه اصالت خانوادگی داشته و یا از خاندان اراذل و اوباش باشند، بلکه غیر از تسلّط بر ملّت‌ها و قدرت فرمان‌فرمایی، حکومتشان مشروط به هیچ شرطی از شرایط نیست.

این سلسله حکومت می کنند بر ملّتی که بسا در میان آن‌ها افرادی یافت می‌شود که بر پادشاهان خود تفوّق دارند و رتبه‌شان از آنان بالاتر است: یا از نظر علم و دانش، یا از حیث هنر و صنعت، یا از حیث هوش و زکاوت، یا از حیث شجاعت و قدرت، یا از حیث جود و سخاوت، یا از حیث پاکدامنی و عفّت، و یا از حیث مردانگی و همّت.

این گروه در حکومت خود «اکر اندکی وجدان و انصاف داشته باشند» منتها خدمتی که بتوانند به ملّت خویش بنمایند، آنست که جهت مادّی و دنیوی آنان را پیش ببرند، هر چند مشوب و مخلوط به هزارها فسق و فجور و تعدی و تجاوزهای ناروا باشد.

دانسته باد که این خدمت هم «در واقع» نه برای آنست که دلسوز و غمخوار مردم هستند (هر چند در تبلیغات خود اظهار هم‌دردی و دلجویی می‌کنند) بلکه یا منافع و یا دوام و بقاء حکومت خود را در این راه می‌بینند.