صفحه اصلی   ارتباط با ما

Top of Box
Login ورود کاربران
کلمه کاربری

رمز عبور


Bottom of Box
Top of Box
Statistics آمار بازدیدکنندگان کاربران آنلاین : 5
بازدید های امروز : 6,907
بازدید های دیروز : 9,529
کل بازدید ها : 8,324,719
بازدید از این صفحه : 2474
پر بازدید ترین روز : 1392/2/23
بیشترین بازدید : 101023
بیشترین کاربر آنلاین : 623
Bottom of Box
Top of Box
با قرار دادن لینـک و لـوگـوی ما در وب سـایت یا وبـلاگتان جـهت معرفی و تـشویق بـازدیـدکنندگان به بازدید از این سایت از اجـر معنوی آن بهره مند شوید
Logo of Monazere.ir
Bottom of Box


اباذر و فضائل و مناقب او

بابویهی: آقای نوبختی حکم شرع درباره تبعید، البته همانست که آقای شیخ محمد فرمودند، و امّا جنبه تاریخی تبعید اباذر، خلاصه آن همانست که من در بالا به طور اختصار و اشاره برایتان گفتم ولی ذیلاً احادیث و گفتارهای مورخین را که در این زمینه ثبت کرده‌اند نقل می‌کنم تا به موضوع روشن شوید و بدانید که اباذر از آن افرادی نبوده که تبعیدش جایز باشد بلکه مُفسِد همان‌هایی بودند که او را نفی بلد کردند.

آقای نوبختی من ابتدائاً چند حدیثی درباره فضیلت اباذر از کتب علمائتان نقل می‌کنم، سپس تبعید او و کیفیّت آن را به طوری که مورخین ایشان نوشته‌اند به عرضتان می‌رسانم.

161. صحیح مسلم جلد 4 صفحه 1919 ـ باب من فضائل ابی ذر رضی الله عنه ـ

حدثنا هدّاب بن خالد الازدي حدثنا سليمان بن المغيرة اخبرنا حميد بن هلال عن عبدالله بن الصامت قال قال ابو ذر ........... خرجنا من قومنا غفار................ قال وقد صليت يا ابن اخي قبل ان القى رسول الله صلى الله عليه و سلم بثلاث سنين قلت لمن؟ قال لله قلت فاين توجه قال: اتوجه حيث يوجهني ربي اصلي عشاء حتى اذا كان من اخر الليل اُلقيتُ كاني خفاء حتى تعلوني الشمس .......... قال فاتيت مكة فتضعفت رجلا منهم فقلت اين هذا الذي تدعونه الصابئ فاشار الي فقال: الصابئ، فمال علي اهل الوادي بكل مدرة وعظم حتى خررت مغشيا علي قال فارتفعت حين ارتفعت كاني نصب احمر قال فاتيت زمزم فغسلت عني الدماء وشربت من مائها ولقد لبثت يا ابن اخي ثلاثين بين ليلة ويوم ما كان لي طعام الا ماء زمزم فسمنت حتى تكسرت عكن بطني وما وجدت على كبدي سخفة جوع ......... وجاء رسول الله صلى الله عليه و سلم حتى استلم الحجر وطاف بالبيت......... ثم صلّى فلما قضى صلاته ( قال ابوذر ) فكنت انا اول من حيّاه بتحية الاسلام قال فقلت السلام عليك يا رسول الله فقال وعليك ورحمة الله ثم قال من انت؟ قال قلت من غفار...... .... ثم قال: متى كنت هیهنا؟ قال قلت قد كنت ههنا منذ ثلاثين بين ليلة ويوم قال فمن كان يطعمك قال قلت ما كان لي طعام الاماء زمزم فسمنت حتى تَكَسّرت عُكَنُ بطني وما اجد على كبدي سُخُفة جوع قال: انها مباركة انها طعام طعم .

بابویهی: آقای نصرت‌آبادی شما نیاز به ترجمه ندارید من برای آقای نوبختی خلاصه حدیث را می‌گویم:

اباذر می‌گوید ای پسر برادر، من سه سال پیش از آن‌که پیغمبر را ببینم، نماز می‌خواندم، او از اباذر پرسید برای کِی نماز می‌خواندی؟ جواب داد برای خدا باز پرسید به چه جهتی توجه می‌کردی؟ در جواب گفت به هر طرفی که خدایم مرا توجّه می‌داد من تا آخر شب نماز می خواندم تا بر زمین افتادم تا وقتی که آفتاب روز مرا فرا می‌گرفت.

(اباذر می‌گوید): آمدم در مکه مردی را پیدا کردم و از او جویای صائبی شدم (در آن زمان پیغمبر را صابی می‌گفتند) آن مرد به جای معرفی پیغمبر، مرا به مردم نشان داد و انان را بر من شورانید و آن‌قدر کلوخ و استخوان بر من زدند که غش کرده بر زمین افتادم، وقتی به هوش آمدم سر تا پای خود را خونین دیدم، رفتم به طرف آب زمزم، خود را شستشو دادم و‌ آب نوشیدم، و تا مدت سی روز که در مکه بودم جز آب زمزم خوراک دیگری نیافتم، اثر گرسنگی در خود ندیدم بلکه درونم فربه شد. (شبی بود که مردم در خواب بودند)

رسول الله(ص) به طواف خانه خدا آمده و نماز خواند، چون نمازش تمام شد، من اول کسی بودم که به او تحیّت گفتم و به عنوان پیغمبری به او سلام کردم «السلام علیک یا رسول الله» او در جواب فرمود: و علیک و رحمة الله، سپس از من پرسید تو کیستی؟ جواب دادم از قبیله «غفار» می‌باشم.

باز از من پرسید از چه زمانی در این‌جا هستی؟ در جواب گفتم مدت سی روز است باز پرسید چه کسی ترا اطعام می‌کرد؟ جواب دادم خوراک من فقط آب زمزم بوده، که فربه شدم و اثری از گرسنگی در خود ندیدم فرمود این آبا با برکت است و خورنده را سیر می‌کند مانند غذا.

آقای نوبختی احادیث متعددی از این قبیل می‌باشد ولی من به جهت اختصار یکی از آن‌ها را نقل کردم.

162. «کنز العمال» جلد 11 صفحه 638 الفضل الثالث فی ذکر الصحابه می‌نویسد:

امرت بحب اربعة من اصحابی و اخبرنی الله انّه یحبّهم: علیٌّ و ابوذر الغفاری و سلمان الفارسی و المقداد بن الاسود الکندی (الروبانی عن بریدة)

یعنی پیغمبر(ص) فرموده من مأمور شده‌ام که چهار نفر از اصحابم را دوست بدارم و خداوند به من خبر داده است که او نیز دوست می‌دارد آنان را علی (بن ابیطالب) و ابوذر غفاری و سلمان فارسی و مقداد بن اسود کندی.

163. شرح ابن ابی الحدید جلد 1 صفحه 241 می‌نویسد:

قال (علی علیه السلام) لانی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول لا اظلّت الخضرائ و لا اقلّت الغبرائ من ذی لهجة اصدق من ابی ذر.

یعنی علی علیه السلام می‌گوید شنیدم از رسول خدا(ص) که می‌فرمود آسمان سایه نیفکنده و زمین در برنگرفته است راستگوتر از اباذر را.

164. «الاستیعاب» جلد 2 صفحه 664 می‌نویسد:

ابوذر فی امتی علی زهد عیسی بن مریم و در جلد 1 صفحه 84 از همان کتاب می‌نویسد: ابوذر فی امتی شبیه عیسی بن مریم فی زهده و نیز می‌نویسد من سرّه این ینظر الی تواضع عیسی بن مریم فلینظر الی ابی ذر.

پیغمبر(ص) فرموده: ابوذر در میان امت من دارای زهد عیسی بن مریم است، اباذر در امت من شبیه به عیسی بن مریم است در زُهدش. و هر کس می‌خواهد نظر کند به تواضع و فروتنی عیسی بن مریم، نگاه کند به ابی‌ذر.

بابویهی: آقای نصرت‌آبادی و آقای نوبختی احادیث در فضائل اباذر بسیار است و آن‌چه را من در این‌جا نقل نمودم نمونه‌ای از آن‌ها بوده و برای مزید اطلاع به کتاب‌های نامبرده و دیگر کتب اهل تسنن مراجعه شود که از آن جمله است: طبقات ابن سعد، صحیح ترمذی، سنن ابن ماجه، مسند احمد، مستدرک حاکم، و مصابیح السنة و امثال این‌ها.