صفحه اصلی   ارتباط با ما

Top of Box
Login ورود کاربران
کلمه کاربری

رمز عبور


Bottom of Box
Top of Box
Statistics آمار بازدیدکنندگان کاربران آنلاین : 7
بازدید های امروز : 150
بازدید های دیروز : 1,513
کل بازدید ها : 9,540,342
بازدید از این صفحه : 3346
پر بازدید ترین روز : 1392/2/23
بیشترین بازدید : 101023
بیشترین کاربر آنلاین : 623
Bottom of Box
Top of Box
با قرار دادن لینـک و لـوگـوی ما در وب سـایت یا وبـلاگتان جـهت معرفی و تـشویق بـازدیـدکنندگان به بازدید از این سایت از اجـر معنوی آن بهره مند شوید
Logo of Monazere.ir
Bottom of Box

برنامه نویسی اختصاصی
هاست 50 مگابایت
یک دامنه ir
ریسپانسیو
قابلیت ارتقا


علی بن ابیطالب و آیه تطهیر

آن علی بن ابیطالبی که آیه تطهیر در شأنش نازل شده است، چنان‌که جلال الدین سیوطی در تفسیر «در المنثور» جلد 5 صفحه 198 ذیل این آیه شریفه: إِنَّمَا یرِیدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً. (الاحزاب: 33) می‌نویسد:

116. و اخرج الترمذي و صحّحه وابن جرير و ابن المنذر و الحاكم و صحّحه و ابن مردويه و البيهقي في سننه من طرق عن ام سلمة رضي الله عنها قالت في بيتي نزلت إِنَّمَا یرِیدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ و في البيت فاطمة  و علي و الحسن و الحسين فجللهم رسول الله صلى الله عليه و سلم بكساء كان عليه ثم قال هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا.

خلاصه ترجمه حدیث: ام سلمه (زوجه پیغمبر(ص)) می‌گوید این آیه شریفه (که در بالا درج شده) در خانه من (بر پیغمبر(ص)) نازل شد، هنگامی که فاطمه و علی و حسن و حسین در این‌جا بودند، پیغمبر(ص) ایشان را با کساء‌ خود پوشانید، سپس فرمود ایشان اهل بیت من هستند (بار خدایا) پلیدی را از ایشان دور کن و تطهیر نما ایشان را از هر جهت. [211]

بابویهی: آقای نصرت‌آبادی من از شما می‌پرسم، ایا کسی که برادر پیغمبر و کسی که نفس رسول الله(ص) و کسی را که آیه تطهیر در شأنش نازل گردیده است، او را در ردیف افرادی که هیچ گونه مقام و رتبه فوق العاده‌ای ندارند، قرار دهد، درباره او چگونه قضاوت می‌کنید.

شیخ محمد نصرت‌آبادی: آقای بابویهی من این شورای عمر را در ابتدای نظر، کار نیکویی می‌پنداشتم و باور نمی‌کردم که محتوای شورای او این مفاسد ننگ‌آور را در برداشته و مخالف با قرآن کریم و احادیث معتبر پیغمبر(ص) باشد.

ولی اکنون که درون شکافی شد و اسرار آن واضح گردید، دیگر نمی‌توانم در برابر کتاب خدا و گفتار پیغمبر(ص)، این عمل عمر را تصویف کنم و محمل صحیحی برای آن بتراشم.

زیرا کسی که یک چنین شخصیتی را (مانند علی بن ابیطالب(ع)) که پیغمبر(ص) او را در دنیا و آخرت برادر خودش دانسته و از طرفی خداوند متعال او را نفس رسول خود قرار داده و آیه تطهیر در شأنش نازل فرموده است) برابر با افراد معمولی اعلام کند و با این شخصیّت، معامله اشخاص دون و پست نماید، در واقع توهین به مقام نبیّ اکرم نموده است، و این عمل عمر گناهی است نابخشودنی و کیفر آن را جز خداوند متعال کس دیگری نمی‌تواند به حساب آورد.

بابویهی: آقای نصرت‌آبادی ضمن تشکّر از این قضاوت عادلانه شما، من نیز به این گفتارتان می‌افزایم: عمر بن خطاب به این عمل اهانت آمیزش اکتفا ننموده، و عبدالله پسر خود را بر چنین شخصیتی «علی بن ابیطالب» حاکم قرار داده، تا جایی که اگر مخالفت نظریه او را بنماید، باید محکوم به اعدام گردد.

باز اضافه می‌کنم: عمر بن خطاب به این مقدار از ظلم و ستم به نفس پیغمبر(ص) اکتفا نکرده، بلکه می‌گوید: اگر خالد بن ولید می‌بود او را به خلافت نصب می‌کردم با آن‌که خودش به اولویت علی بن ابیطالب(ع) برای خلافت اقرار نموده است (چنان‌که در مبحث روز شنبه 5 ذی حجه متن گفتار او را با ترجمه و شرح نقل نمودم مراجعه شود)

و به فاسق بودن خالد نیز تصریح کرده است (چنان‌که در مبحث روز جمعه 17 ذیقعده متن گفتار او را درباره خالد با ترجمه و شرح نقل نمودم که قسمتی از آن اینست: و قال له قتلت امراً مسلماً ثم نزوت علی امرأته والله لارجمنک یعنی به خالد بن ولید گفت مرد مسلمانی «مالک بن نویره» را کشتی و با زن او زنا کردی سوگند به خدا سنگ سارت می‌کنم).

آقای نصرت‌آبادی ببینید خلفاء شما چه اعمالی را مرتکب شده‌اند و چه ننگ‌هایی برای اسلام به جای گذاشته‌اند، عمر یک روز قسم یاد می‌کند که خا لد را (به واسطه زناء محصن) سنگسار می‌کنم و او را محکوم به رجم کرده، روز دیگر می‌گوید ا گر خالد می‌بود او را خلیفه پیغمبر می‌کردم، بخوانید تعجب کنید و بگریید.

و ما عشـت اریک الدهر عجبا

و مـن عجب الدنیا حکیم مصفر

و اعمــش کحّـال و اعمی منجّم

و قارئنا ترکی و هفدی خطیبنا

تعالوا علی الاسلام نبکی و نلطم

بابویهی: آقای نصرت‌آبادی به اضافه آن‌چه درباره تشکیل شورا گفته شد، به شما بگویم: اصولاً احکام دین و وظایف مکلفین شورا بردار نیست و تمام آن‌ها اصول و فروعش از جانب خداوند به توسط وحی تعیین شده است، اَحدی حق دخالت در احکام دین ندارد، و این تشکیل شورا بدعتی است که از عمر بن خطاب به جای مانده، و این سنّت سیّئه ایست که او تأسیس آن را نموده، و تا این بدعت و سنّت باقی است، و از آ‌ن پیروی می‌کنند، و به متابعت و اقتباس از آن، تشکیل شورا می‌دهند، هم عاملین آن، مستحقّ کیفر شدیدی می‌شوند، و هم برای مؤسّس این سنت سهمی از وبال و گناه ثبت خواهد شد.

 

[211]. مؤلف تفسیر نامبرده در همین جلد و همان صفحه از تفسیرش متجاوز از ده حدیث درباره طهارت اهل بیت(ع) آورده است و من به جهت اختصار همین یک حدیث را نقل کردم طالبین به آن جا مراجعه نمایند.